تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا


سود بین بانکی به ۲۰.۹۸ درصد رسید

بر اساس آخرین تغییرات جدول سود بین بانکی، این نرخ به ۲۰.۹۸ درصد رسیده است.

به گزارش ایسنا، سود بین بانکی که به‌عنوان یکی از انواع نرخ‌های بهره در بازار پول به نرخ‌های سود یا بهره در سایر بازار‌ها جهت می‌دهد، در واقع قیمت ذخایر بانک‌هاست و زمانی که آن‌ها در پایان دوره مالی کوتاه‌مدت اعم از روزانه یا هفتگی دچار کسری ذخایر می‌شوند، از سایر بانک‌ها در بازار بین بانکی یا از بانک مرکزی استقراض می‌کنند. این نرخ تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا در بازار بین بانکی در حال حاضر به ۲۰.۹۸ درصد رسیده است.

در ماه‌های گذشته سود بین بانکی نوسانات زیادی داشته و برای اولین بار در مرداد ماه به به ۲۱.۳۱ درصد رسید که با واکنش‌های منفی مواجه شد تا در آخر، بانک مرکزی در این زمینه بر کنترل سود بین بانکی تاکید کرد و روند کاهشی این نرخ شروع شد.

رئیس کل بانک مرکزی، پیش از این درباره نوسانات سود بین بانکی اعلام کرده بود که روند تغییرات سود بین بانکی به وضعیت عرضه و تقاضا در بازار بین بانکی بستگی دارد و سعی بانک مرکزی بر این است که سود بین بانکی نوسانات زیادی نداشته است.

همچنین، محمد نادعلی - مدیرکل عملیات پولی و اعتباری بانک مرکزی - دلیل تغیرات در نرخ سود بین بانکی را تقاضا و عرضه بانک‌ها در بازار بین بانکی اعلام کرده بود.

وی درباره تاثیر افزایش سود بین بانکی بر بازارهایی، چون بازار سرمایه اظهار کرد که بازار بین بانکی بازاری نیست که بانک‌ها سهام خود را بفروشند و پول خود را وارد این بازار کنند که وقتی نرخ در این بازار افزایش یابد، آن‌ها انگیزه ورود به بازار‌های دیگر را نداشته باشند و سایر بازار‌ها تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند.

به گفته نادعلی، نرخ سود سپرده و تسهیلات در ایران تابع شرایط بازار بین بانکی نیست؛ بنابراین تغییرات در سود بین بانکی نمی‌تواند تاثیری بر بازار سرمایه داشته باشد بلکه تغییرات نرخ سود سپرده و تسهیلات است که بر بازار سرمایه تاثیرگذار است.

این در حالی است که فعالان بازار سرمایه، افزایش این نرخ را بر روند منفی این بازار و خروج سرمایه از آن تاثیرگذار می‌دانند، درحالیکه کارشناسان پولی و بانکی معتقدند این نرخ تاثیری بر تحولات شاخص بورس ندارد و روند افزایشی این نرخ در ماه‌های اخیر نیز ناشی از فشار تورمی بوده، نه سیاست‌های ضدتورمی.

البته، کارشناسان معتقدند که افزایش سود بین بانکی در صورتی می‌تواند بر روند بازار سرمایه تاثیر بگذارد که روند افزایشی سود در بازار بین بانکی متداوم و قابل ملاحظه باشد.

نرخ سود بین بانکی تغییر کرد +جدول

نرخ سود بین بانکی تغییر کرد +جدول

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایسنا، سود بین بانکی که به‌عنوان یکی از انواع نرخ‌های بهره در بازار پول به نرخ‌های سود یا بهره در سایر بازارها جهت می‌دهد، در واقع قیمت ذخایر بانک‌هاست و زمانی که آن‌ها در پایان دوره مالی کوتاه‌مدت اعم از روزانه یا هفتگی دچار کسری ذخایر می‌شوند، از سایر بانک‌ها در بازار بین بانکی یا از بانک مرکزی استقراض می‌کنند. این نرخ در بازار بین بانکی در حال حاضر به ۲۰.۹۸ درصد رسیده است.

در ماه‌های گذشته سود بین بانکی نوسانات زیادی داشته و برای اولین بار در مرداد ماه به به ۲۱.۳۱ درصد رسید که با واکنش‌های منفی مواجه شد تا در آخر، بانک مرکزی در این زمینه بر کنترل سود بین بانکی تاکید کرد و روند کاهشی این نرخ شروع شد.

رئیس کل بانک مرکزی، پیش از این به ایسنا درباره نوسانات سود بین بانکی اعلام کرده بود که روند تغییرات سود بین بانکی به وضعیت عرضه و تقاضا در بازار بین بانکی بستگی دارد و سعی بانک مرکزی بر این است که سود بین بانکی نوسانات زیادی نداشته است.

همچنین، محمد نادعلی - مدیرکل عملیات پولی و اعتباری بانک مرکزی - به ایسنا دلیل تغیرات در نرخ سود بین بانکی را تقاضا و عرضه بانک‌ها در بازار بین بانکی اعلام کرده بود.

وی درباره تاثیر افزایش سود بین بانکی بر بازارهایی چون بازار سرمایه اظهار کرد که بازار بین بانکی بازاری نیست که بانک‌ها سهام خود را بفروشند تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا و پول خود را وارد این بازار کنند که وقتی نرخ در این بازار افزایش یابد، آنها انگیزه ورود به بازارهای دیگر را نداشته باشند و سایر بازارها تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند.

به گفته نادعلی، نرخ سود سپرده و تسهیلات در ایران تابع شرایط بازار بین بانکی نیست؛ بنابراین تغییرات در سود بین بانکی نمی‌تواند تاثیری بر بازار سرمایه داشته باشد بلکه تغییرات نرخ سود سپرده و تسهیلات است که بر بازار سرمایه تاثیرگذار است.

این در حالی است که فعالان بازار سرمایه، افزایش این نرخ را بر روند منفی این بازار و خروج سرمایه از آن تاثیرگذار می‌دانند، درحالیکه کارشناسان پولی و بانکی معتقدند این نرخ‌ تاثیری بر تحولات شاخص بورس ندارد و روند افزایشی این نرخ در ماه‌های اخیر نیز ناشی از فشار تورمی بوده، نه سیاست‌های ضدتورمی.

البته، کارشناسان معتقدند که افزایش سود بین بانکی در صورتی می‌تواند بر روند بازار سرمایه تاثیر بگذارد که روند افزایشی سود در بازار بین بانکی متداوم و قابل ملاحظه باشد.

در ادامه، می‌توانید تغییرات نرخ سود بین بانکی از ابتدای سال جاری تاکنون را مشاهده کنید:

عرضه و تقاضا در بازار مسکن تیرماه ۱۴۰۱ تهران + قیمت روز

با عقب‌نشینی تقاضای سرمایه‌گذاری از بازار مسکن پایتخت، اوضاع خرید و فروش چنگی به دل نمی‌زند و بنا به گفته مشاوران املاک، تعداد معاملات در مقایسه با ماه گذشته تقریبا نصف شده است؛ برخی آمار غیررسمی هم از رسیدن سرعت رشد قیمت به یک سوم ماه گذشته حکایت دارد.

به گزارش ملک‌رادار و به نقل از ایسنا، بازار مسکن شهر تهران پس از دو ماه پررونق، این روزها از تب و تاب افتاده است. واسطه‌های ملکی بیان می‌کنند که از ابتدای تیرماه به تدریج تعداد معاملات افت کرده و در حال حاضر خرید و فروش‌ها به کمتر از نصف خردادماه رسیده است. بنا به گفته‌ی فعالان بازار مسکن، تقاضا عمدتا از نوع سرمایه‌گذاری با ذهنیت انتظارات تورمی ناشی از تغییر قیمت کالاهای اساسی در ماه‌های اردیبهشت و خرداد وارد بازار و در حال حاضر خارج شده است. اطلاعات به دست آمده از آگهی‌های ملکی هم رسیدن رشد قیمت به یک سوم ماه قبل را نشان می‌دهد.

پس از دوره رکود یک ساله در ۱۴۰۰ از اسفند همان سال بازار ملک دچار نوساناتی شد که تا خردادماه امسال ادامه پیدا کرد. به رسم معمول هر سال که به دلیل انتظارات تورمی، معاملات مسکن قبل و بعد از تغییر سال افزایش می‌یابد، برخی فعالان اقتصادی بر آن شدند تا از طریق تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا خرید ملک، دارایی خود را در برابر تورم آتی مصون نگه دارند. بر این اساس قیمت خانه در تهران طی اسفندماه ۶.۲ درصد افزایش یافت، در فروردین ۲.۴ درصد کاهش پیدا کرد و مجددا در ماه‌های اردیبهشت و خرداد با دو رشد ۶.۱ و ۸.۴ درصد مواجه شد. اما گزارش‌های غیررسمی گویای افت سرعت رشد در تیرماه است.

داده‌های سامانه کیلید از ۲۲ روز تیرماه، کاهش سرعت رشد قیمت را تایید می‌کند. بر اساس اطلاعات غیررسمی از یکم تا بیست و دوم تیرماه امسال میانگین قیمت هر متر خانه در شهر تهران به ۴۲.۳ میلون تومان در هر متر مربع رسیده که حاکی از افزایش ۲.۸ درصدی شاخص این سایت نسبت به ماه قبل است. این نرخ بر اساس وزن‌دهی به مناطق با توجه به تعداد معاملات قطعی صورت گرفته به دست آمده است که البته ممکن است با گزارش رسمی بانک مرکزی مقداری اختلاف داشته باشد.

قیمت روز آپارتمان در تهران

بنگاه‌داران هم بیان می‌کنند که در تیرماه بازار مسکن به ثبات رسیده است. البته با توجه به آن‌که قیمت‌ها افزایش یافته، نرخ‌ها به قبل از نوسانات اخیر برنگشته اما افزایش محسوسی هم نداشته است.

از سوی دیگر هردو طرف عرضه و تقاضا از بازار کنار کشیده‌اند. عقب‌گرد بخش قابل توجهی از متعاملین می‌تواند نشانه‌هایی از افت انتظارات تورمی و کاهش اثرگذاری ریسک‌های غیراقتصادی بر بازار مسکن باشد. تقاضای مصرفی از قبل حضور پررنگی در بازار نداشت. خرید و فروش‌های سرمایه‌ای نیز تا حد زیادی دچار افت شده است. برداشت عمده کارشناسان این است که در صورت کنترل تورم و عدم ایجاد شوک از سوی بازارهای موازی، مسکن تا پایان سال جاری در وضعیت نسبتا باثباتی را خواهد داشت.

داده‌های غیررسمی در حالی میانگین قیمت مسکن شهر تهران را بیش از ۴۰ میلیون تومان نشان می‌دهد که طبق آمار رسمی بانک مرکزی، قیمت هر متر خانه در خرداد امسال به طور متوسط ۳۹.۴ میلیون تومان در هر متر مربع بوده که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه سال قبل به ترتیب ۸.۴ و ۳۲.۸ درصد افزایش دارد. همچنین تعداد معاملات انجام شده در خردادماه حدود ۱۳.۹ هزار فقره بود که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه در سال ۱۴۰۰ معادل ۳۲.۳ و ۱۷۱.۹ درصد افزایش نشان می‌دهد.

برای جستجو در میان صدها هزار آگهی مسکن ثبت شده در سایت‌های ملکی و یا آشنایی با قیمت ملک در بازار می‌توانید از موتور جستجوی ملک رادار استفاده نمایید. همچنین می‌توانید برای مشاهده آگهی‌های روزانه ثبت شده در سایت‌های ملکی در تهران به تفکیک مناطق و نوع آگهی به صفحه دایرکتوری آگهی‌های ملک رادار مراجعه نمایید.

سود بین بانکی افزایش یافت

سود بین بانکی که به‌عنوان یکی از انواع نرخ‌های بهره در بازار پول به نرخ‌های سود یا بهره در سایر بازارها جهت می‌دهد، در واقع قیمت ذخایر بانک‌هاست و زمانی که آن‌ها در پایان دوره مالی کوتاه‌مدت اعم از روزانه یا هفتگی دچار کسری ذخایر می‌شوند، از سایر بانک‌ها در بازار بین بانکی یا از بانک مرکزی استقراض می‌کنند. این نرخ در بازار بین بانکی در حال حاضر به ۲۰.۹۸ درصد رسیده است.

شرق نوشت: در ماه‌های گذشته سود بین بانکی نوسانات زیادی داشته و برای اولین بار در مرداد ماه به به ۲۱.۳۱ درصد رسید که با واکنش‌های منفی مواجه شد تا در آخر، بانک مرکزی در این زمینه بر کنترل سود بین بانکی تاکید کرد و روند کاهشی این نرخ شروع شد.

رئیس کل بانک مرکزی، پیش از این درباره نوسانات سود بین بانکی اعلام کرده بود که روند تغییرات سود بین بانکی به وضعیت عرضه و تقاضا در بازار بین بانکی بستگی دارد و سعی بانک مرکزی بر این است که سود بین بانکی نوسانات زیادی نداشته است.

همچنین، محمد نادعلی - مدیرکل عملیات پولی و اعتباری بانک مرکزی - دلیل تغیرات در نرخ سود بین بانکی را تقاضا و عرضه بانک‌ها در بازار بین بانکی اعلام کرده بود.

وی درباره تاثیر افزایش سود بین بانکی بر بازارهایی چون بازار سرمایه اظهار کرد که بازار بین بانکی بازاری نیست که بانک‌ها سهام خود را بفروشند و پول خود را وارد این بازار کنند که وقتی نرخ در این بازار افزایش یابد، آنها انگیزه ورود به بازارهای دیگر را نداشته باشند و سایر بازارها تحت تاثیر این موضوع قرار بگیرند.

به گفته نادعلی، نرخ سود سپرده و تسهیلات در ایران تابع شرایط بازار بین بانکی نیست؛ بنابراین تغییرات در سود بین بانکی نمی‌تواند تاثیری بر بازار سرمایه داشته باشد بلکه تغییرات نرخ سود سپرده و تسهیلات است که بر بازار سرمایه تاثیرگذار است.

این در حالی است که فعالان بازار سرمایه، افزایش این نرخ را بر روند منفی این بازار و خروج سرمایه از آن تاثیرگذار می‌دانند، درحالیکه کارشناسان پولی و بانکی معتقدند این نرخ‌ تاثیری بر تحولات شاخص بورس ندارد و روند افزایشی این نرخ در ماه‌های اخیر نیز ناشی از فشار تورمی بوده، نه سیاست‌های ضدتورمی.

البته، کارشناسان معتقدند که افزایش سود بین بانکی در صورتی می‌تواند بر روند بازار سرمایه تاثیر بگذارد که روند افزایشی سود در بازار بین بانکی متداوم و قابل ملاحظه باشد.

شناسایی سطوح عرضه و تقاضا در فارکس و بورس ایران

در این مقاله می خواهیم مفاهیمی را باهم بررسی کنیم که نه تنها در انجام معاملات بلکه در کل اقتصاد اهمیت بسزایی دارند – عرضه و تقاضا. طبق معمول، در این مقاله نیز قصد داریم به پاسخ یکسری از سوالات مهم این بخش بپردازیم، این سوالات عبارت اند از: عرضه و تقاضا چیست؟ چگونه می توان عرضه و تقاضا یک ارز را محاسبه کرد؟ عرضه و تقاضا در دنیای واقعی چگونه کار می کند؟ چطور می توانیم عرضه و تقاضا را در معاملات خود دخیل کنیم؟ نواحی عرضه و تقاضا چیست؟ همچنین من، نظر شخصی خودم را درباره یک استراتتژی ساده با شما در میان خواهم گذاشت.

عرضه و تقاضا در اقتصاد

تا زمانی که با مفهوم اصلی عرضه و تقاضا آشنا نشویم، نمی توان در مورد نحوه استفاده از آن در معاملات صحبت کرد. بیشتر افراد تحصیل کرده با این مفهوم در کلاس های اقتصاد دانشگاه آشنا شده اند. امروزه اصول اساسی اقتصاد حتی در مدارس نیز تدریس می شود و من این دوره را در چند مدرسه برگزار می کنم. قبل از اینکه به کاربرد این قوانین بر روی تریدینگ بپردازیم، بیایید این مفاهیم را تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا از نظر منبع اصلی آن یعنی قوانین کلاسیک اقتصاد، بررسی کنیم.

تقاضا، درخواست خریدار یا مصرف کننده برای خرید کالا یا خدمات است. تقاضا از یک طرف نشان دهنده ی نیاز خریدار به کالا یا سرویس مورد نظر بوده و تمایل آنها به خرید این کالا یا سرویس را در یک مبلغ معین نشان می دهد، از طرفی دیگر نشان دهنده ی قدرت خرید تقاضا کنندگان در یک بازه ی قیمتی مشخص است.

عرضه، فرصت و تمایل فروشنده برای ارائه محصولات با یک قیمت مشخص است. از نظر تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا کمی، میزان عرضه، با بررسی اندازه و حجم، مشخص می شود. حجم یا اندازه ی عرضه، میزان کالایی (کالا یا سرویس) است که فروشنده متناسب با در دسترس بودن یا قابلیت تولید، می خواهد برای مدتی معین، با قیمتی مشخص به بازار فروش ارائه دهد.

تعریف: در کل به وضعیت فرصتهای بین خریداران و فروشندگان در یک بازه ی زمانی مشخص، عرضه و تقاضا می گویند.

بر اساس این تعاریف، ما دو قانون اساسی به نام قانون عرضه و قانون تقاضا در اقتصاد داریم. من این قوانین را به تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا طور کامل توضیح نخواهم داد، اما خلاصه از آن را ارائه خواهم کرد. هر چقدر قیمت چیزی گران تر باشد، عرضه آن هم بیشتر خواهد شد و این قانون در مورد تقاضا برعکس است، هر چقدر قیمت یک محصول پایین تر باشد، تمایل خریدار به خرید این محصول نیز بیشتر خواهد شد. ما در طول مدت زندگی روزمره، با این قوانین رو به رو می شویم. اگر به عنوان یک خریدار در فروشگاهی خرید می کنیم، می خواهیم کالاها را با کیفیتی که در نظر داریم، با کمترین تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا قیمت ممکن خریداری کنیم، اگر فروشنده هستیم، علاقه داریم که کالا های خود را به بالاترین قیمت بفروشیم. همچنین یک مفهوم به نام رضایت از عرضه و تقاضا وجود دارد. این مفهوم بدان معناست که عرضه و تقاضا نمی توانند همیشه درحال رشد باشند، دیر یا زود، لحظه ای فرا می رسد که یک نقطه عطف در روند به وجود آید و یا قیمت آن محصول آنقدر گزان می شود که دیگر کسی توان خرید آن را ندارد و یا برعکس تعداد بسیار کمی از یک کالا با قیمنت پایین در بازار وجود دارند و مردم زیادی مایل به خرید آنها هستند.

چگونگی استفاده از این مفاهیم در بازار فارکس:

  1. تقاضا یعنی تمایل به خرید؛
  2. عرضه یعنی تمایل به فروش؛
  3. عرضه و تقاضا می توانند کاهش یا افزایش یابند؛
  4. اصلی ترین عامل تاثیر گذار در عرضه و تقاضا زمان است؛
  5. هر دو عامل عرضه و تقاضا، تابع حجم هستند.

عرضه و تقاضا در بازار بورس

تقاضا در بورس به شرایطی گفته می شود که یک خریدار می خواهد در یک مقطع زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب خریداری کند.

عرضه در بورس به موقعیتی اطلاق می شود که فروشنده می خواهد در یک بازه زمانی خاص، مقداری سهم را با قیمت مناسب بفروشد.

همانطور که می بینید، این تعاریف تقریبا با تعاریفی که در اقتصاد کلاسیک مطرح کردیم یکسان هستند، اما در اینجا تاکید ویژه ای بر عوامل دخیل در معاملات یعنی حجم و زمان وجود دارد.

چه زمانی تعداد زیادی از شرکت کنندگان بازار تمایل به فروش دارند؟ به نظرم همه جواب این سوال را می دانند – زمانی که قیمت کالا یا سهام مورد نظر به بیشترین حد خود (قله) رسیده باشد. تمایل به خرید در تعداد زیادی از شرکت کنندگان زمانی ایجاد می شود که قیمت سهم یا کالا بسیار پایین آمده باشد. این قانون اساسی بازار می باشد که از آغاز به وجود آمدن اقتصاد وجود دارد – زمانی که گران است بفروش، زمانی که ارزان است بخر.

اما چگونه می توانیم تعیین کنیم که چه زمانی ارزان است و چه زمانی گران؟ در بورس، زمان آنقدر فشرده است که درک وضعیت قیمت در یک لحظه خاص تقریبا غیر ممکن است اما راه هایی نیز وجود دارد و جواب در خود سوال پنهان شده است – جواب سوال زمان است. عرضه و تقاضا یا بهتر بگوییم میل به خرید و فروش همیشه وابستگی واضحی به زمان دارند. تقاضا ممکن است در یک لحظه خاص بیشتر از عرضه باشد و در زمانی دیگر همه چیز به کل تغییر کند. به این ترتیب که اگر می خواهید نواحی عرضه و تقاضا را در نمودار قیمت پیدا کنید باید نحوه گره زدن آنها به یک نقطه در زمان را یاد بگیرید.

نواحی عرضه و تقاضا

نمودار پایین یک ناحیه ی احتمالی عرضه را مشخص کرده است. با توجه به برگشت های قیمت از این سطح، می توان درک کرد که چرا این ناحیه به عنوان ناحیه ی عرضه در نظر گرفته شده است.

ناحیه عرضه، ناحیه ای در نمودار است که با رسیدن قیمت به آن، تعداد و قدرت (تمایل) فروشندگان بیشتر از خریداران می شود. تمایل می تواند با استفاده از حجم تعریف شود، بنابراین در این منطقه، حجم فروش از حجم خرید فرا تر خواهد رفت – و به اصطلاح عدم تعادل عرضه و تقاضا ایجاد شده است. اگر این نسبت در یک لحظه از زمان صحیح باشد، قیمت رشد خود را متوقف کرده و شروع به کاهش خواهد کرد. شاید بزرگترین آرزو هر معامله گر این باشد که چگونه می توان نقطه دقیق این معکوس شدن را مشخص کرد. با بازگشت به نمودار، ما می بینیم که در این منطقه به دلیل عدم وجود تعادل، قیمت در حال معکوس شدن است و قبلا هم این اتفاق 5 بار تکرار شده است.

نمودار بعدی نشان دهنده ناحیه تقاضا می باشد. منطقه تقاضا، ناحیه ای در نمودار است، که با رسیدن قیمت به آن، افزایش تمایل خریداران نسبت به فروشندگان را مشاهده خواهیم کرد یا به عبارتی دیگر حجم خرید بیشتر از حجم فروش می باشد. اگر این نسبت در یک مقطع زمانی خاص صادق باشد، کاهش قیمت متوقف شده و رشد شروع خواهد شد. این هم یک برگشت قیمتی است که این بار در یک بازار نزولی رخ می دهد. یافتن نواحی عرضه و تقاضا کاری است که هر معامله گر باید قادر به انجام دادن آن باشد.

چگونگی کارکرد عرضه و تقاضا

حالا بیایید در مورد خود این نواحی صحبت کنیم. یکی از سوالات متداول مردم عبارت است از: چرا باید این مناطق را به صورت ناحیه در نظر بگیریم؟ برای جواب به این سوال، بیایید تئوری شکل گیری یک پوزیشن در بازار سهام را بررسی کنیم. قیمت در بورس به این علت حرکت می کند که در زمان های مختلف شرکت کنندگان بازار اقدام به خرید و فروش می کنند و طبق پیشبینی خود در سهام های مختلف پول (حجم) واریز می کنند. فرض کنیم، من می خواهم یک سهام را در قیمت 100 بخرم و به نظر من این قیمت برای خرید مناسب است. من یک سفارش به بازار ارسال می کنم که تمایل من به خرید با قیمت 100 را به عنوان یک سفارش خرید ثبت می کند. در همان لحظه، ممکن است فردی وجود داشته باشد که فکر کند قیمت 100 برای فروش بسیار مناسب است. در لحظه ای که قیمت سهم به این عدد رسید، سفارش خرید من و سفارش فروش فرد مقابل در یک زمان اجرا می شود. در آینده، قیمت به جهاتی با حجم های بیشتر حرکت خواهد کرد. اگر من 5 لات در قیمت 100 خریداری کرده باشم، و فروشنده 4 لات در قیمت 100 فروخته باشد، تا زمانی که حجم خرید، بالا تر از حجم فروش باشد، قیمت افزایش خواهد یافت. در چنین حالتی، در یک نقطه خاص حرکت برگشتی خواهیم دید. اما در واقعیت اینگونه نیست. چرا؟ زیرا علاوه بر ما، بازیگران زیادی در بازار در حال فعالیت و انجام کارهای مشابه هستند بنابراین، قیمت بالا و پایین رفته و نقطه عطف واقعی بعد از مدتی رخ خواهد داد. به عبارتی دیگر، ممکن است معامله گران در هر لحظه، قیمت های متفاوتی را برای خرید و فروش مناسب ببینند و هرکدام از آنها نظرات مختلفی راجب قیمت داشته باشند. به همین دلیل است که لحظه برگشت قیمت را به صورت یک سطح در نظر نمی گیریم و آن را همانند یک ناحیه می بینیم و هرچه بازه ی زمانی شما بزرگتر باشد، این نواحی نیز بزرگتر می شوند.

نواحی عرضه و تقاضا نسبت به زمان

علاوه بر حجم معاملات، یک پارامتر مهم دیگر وجود دارد – زمان. بیایید در مورد بازه ی زمانی نمودار (تایم فریم) صحبت کنیم.

در شکل بالا نواحی عرضه و تقاضا در بازه های زمانی مختلف به تصویر کشیده شده اند. نمودار اول از سمت چپ نشان دهنده رفتار قیمت در تایم فریم M1 (یک دقیقه) می باشد. در این نمودار برگشت قیمت از ناحیه ی تقاضا، به صورت واضح قابل مشاهده است. هرچند زمانی که به تایم فریم M15 (پانزده دقیقه) مراجعه می کنیم مشخص می شود که ناحیه ی تعیین شده در تایم فریم یک دقیقه، در بازه های زمانی بالاتر تر، آن قدر ها هم مهم نیست و در هر زمان قیمت می تواند از آن عبور کرده و پایین تر برود چرا که قیمت در راستای حجم قوی تری حرکت می کند که از ناحیه تقاضای قبلی هدایت می شود. زمانی که از تایم فریم H1 (یک ساعته) استفاده می کنیم، می توانیم به وضوح ببینیم که منطقه تقاضا در بازه زمانی M15 چندان قوی نسیت، یک حجم قوی تر نیز وجود دارد که از ناحیه ی تقاضای واقع شده در نمودار یک ساعته، ناشی می شود. بنابراین، می توانیم بازه زمانی را بیشتر و بیشتر افزایش دهیم و در هر کدام ناحیه هایی پیدا خواهیم کرد که قوی تر بوده و از ناحیه هایی که در تایم فریم های کوتاه تر قابل مشاهده بود اهمیت بیشتری دارند.

بر این اساس، ما باید قانون اساسی انجام معاملات بر اساس نواحی عرضه و تقاضا را مشخص کنیم – در هنگام استفاده از این نواحی برای دریافت سیگنال های برگشتی، بهتر است که از یک تایم فریم خاص استفاده کرده و طبق همان تایم فریم معاملات خود را انجام دهید. بیایید این قانون را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم. در ابتدا، اگر ما نواحی تقاضا را در بازه زمانی M15 تعیین کنیم، نمی توانیم از تایم فریم های بالاتر تر و نواحی موجود در آنها استفاده کنیم. دوما، این نواحی، دارای مدت زمان عملیاتی هستند. این بدان معنیست که هر منطقه فقط برای مدت زمان خاصی کاربرد دارد و پس از آن اعتبار خود را از دست خواهد داد. این به دلیل حجم معاملات می باشد. خریدار پوزیشن خرید خود را می بندد و دیگر حجم آن در بازار نشان داده نمی شود بنابراین، تعادل عرضه و تقاضا تغییر می کند. اگر حجمی که ناحیه را به وجود آورده، از بازار خارج شود، دیگر نمیتوان روی آن ناحیه حساب کرد و در این حالت ناحیه به منطقه ای جدید منتقل می شود. بنابراین، نواحی عرضه و تقاضا به زمان حساس می باشند. به عبارت دیگر، ناحیه موجود در تایم فریم M1 بعید است بیشتر از چند ساعت وجود داشته باشد و ناحیه در بازه زمانی 1H تا چند روز به طول می انجامد. بر این اساس، معامله در این مناطق باید در این بازه های زمانی مدریت شده و انجام گردند.

اندیکاتور های نواحی عرضه و تقاضا

اندیکاتور های مختلفی وجود دارد که ادعا دارند می توانند مناطق عرضه و تقاضا را به طور شگفت انگیزی محاسبه کنند. اما برای ارزیابی اثربخشی آنها، عصاره این مفاهیم را بررسی خواهیم گرد. عرضه و تقاضا حجم های خرید و فروش هستند. بنابراین، این اندیکاتور ها باید توانایی محاسبه ی حجم معاملات را داشته باشند (یعنی مقدار واقعی ارز که خرید یا فروخته شده است). من همچنین بارها در مقالات خود عنوان کرده ام که به دلیل غیر تمرکز گرا بودن بازار، نمی توان به اطلاعات مربوط به میزان واقعی حجم ها در بازار فارکس دست یافت. یک بانک دارای تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا تعداد مشخصی سفارش است بانک دیگر هم به اندازه کمتر یا بیشتر سفارشات مختص خود را دارد، حتی اگر سیستم تبادل اطلاعاتی بین بانکی نیز وجود داشته باشد، هرگر نمی توانیم تشخیص دهیم کدام یک از این سفارشات دارای حجم واقعی هستند و کدام تغییرات قیمت بر اساس عرضه و تقاضا یک با استفاده از اهرم شکل گرفته اند. بر این اساس تقریبا ساختن اندیکاتور عرضه و تقاضا امکان پذیر نمی باشد. متاسفانه، تمام این اندیکاتور ها حاصل تخیل وحشتناک نویسندگان آنهاست که اغلب از الگوریتم های ریاضی برای مرزبندی نواحی حمایتی و مقاومتی استفاده می کنند. تنها حجمی که در بازار فارکس قابل ردیابی است فقط حجم تیک ها می باشد (کوچک ترین تغییرات قیمت در واحد زمان). بر اساس حجم تیک ها، می توانیم فرضیاتی در مورد مناطق مشابه (مناطق اشباع خرید و فروش) با نواحی تقاضا و عرضه ارائه دهیم. شما می توانید این مناطق را در اسیلاتور های اصلی مانند RSI و CCI پیدا کنید.

نواحی اندیکاتور RSI

اسیلاتور RSI یک اندیکاتور ناحیه ای می باشد. این اندیکاتور ورود و خروج قیمت را از نواحی اشباع خرید و فروش، اطلاع رسانی می کند. زمانی که این اندیکاتور ها ساخته شدند، نواحی اشباع خرید و فروش نیز برای اولین بار بوجود آمدند. مناطق اشباع خرید زمانی شکل می گیرند که بازار با سفارشات خرید اشباع شده باشد و فروشندگان شروع به عرضه کنند. منطقه اشباع فروش زمانی شکل می گیرد که بازار با سفارشات فروش اشباع شده و خریداران شروع به تقاضا می کنند. اگر این تعاریف را با تعاریف عرضه و تقاضا مقایسه کنیم متوجه می شویم که آنها دقیقا یکسان هستند.

در حقیقت، این اندیکاتور ناحیه هایی با عرضه و تقاضای بیش از حد را مشخص می کند، یعنی دقیقا همان چیزی است که ما به دنبال آن هستیم. هنگامی که خطوط اندیکاتور وارد یکی از نواحی شده و در آنجا باقی بماند، می توان گفت که یک هشدار برگشت قیمت به ما داده شده است و زمانی که خطوط اندیکاتور بالا تر از مرزهای مناطق می رود، اعتقاد بر این است که سیگنال برگشت قیمت، شروع به شکل گیری کرده است.

استراتژی برگشت قیمت بر اساس نواحی عرضه و تقاضا

برای پایان دادن این مقاله در مورد عرضه و تقاضا، میخواهم شما را با یک استراتژی ساده که می توانید از آن در فارکس استفاده کنید آشنا کنم.

برای استفاده از این استراتژی، به یک جفت ارز و اندیکاتور RSI نیاز داریم. بازه زمانی نمودار قیمت چندان مهم نیست، اما نباید خیلی کوتاه باشد. من 30 دقیقه را انتخاب می کنم. دوره اندیکاتور را روی میزان استاندارد آن یعنی 14 تنظیم می کنیم.

دریافت سیگنال

برای دریافت سیگنال، به یک منطقه بالقوه در نمودار قیمت نیاز داریم تا آن را با نواحی اشباع اندیکاتور تطبیق دهیم:



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.